تبليغاتX
×××دختر هرزه با هرزه دختر ؟×××
محصولات رو می فروشه و زندگی می کنه
مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
...و من سکوت می کنم
این مزرعه تمام زندگی من است
خشک و بی نشان
اما
روزی پر از درخت های
پرتقال
پسته
آلبالو
گیلاس
می شود
+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 13:3  توسط لیلای بی مجنون  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/12ساعت 11:4  توسط لیلای بی مجنون  | 

دیگه رویایی خیس تو را با آتش عشقم خشک می کنم...دیگه منتظر ثانیه ها نمی مونم چون از چشم ثانیه ها افتاده ام...دیگه منتظر عقده ی درونت نمی مونم تا تو مرا از همه طرد کنی...هنگامی که در قطار محبت تو جایی برای من نیست روی ریلهای آن که از روح یخ زده ات درست شده منتظر می مونم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/11ساعت 13:3  توسط لیلای بی مجنون  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/10ساعت 22:38  توسط لیلای بی مجنون  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 10:14  توسط لیلای بی مجنون  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/08ساعت 13:7  توسط لیلای بی مجنون  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/07ساعت 20:9  توسط لیلای بی مجنون  | 

زندگی چیست؟
زندگی یک گُل سرخ
که من از بوته ی احساس خودم می چینم
لب یک پنجره ی آبی چوبی
به تماشای جریان سرخی اش می شینم
لب این پنجره تا این گُل هست
می توان تا قله های اوج رفت
می شود پرنده بود
از درٌه های غم گذشت
زندگی دیگر چیست؟
زندگی راز شکیبایی توست
وقت آزادی پروانه ی عشق
که تو از عمق وجود
در پیله ی دل پروردی
از برای آزادی اش
مهرش از دل افکندی
از عشق خود دل کندی
وباز زندگی
رودی خروشان
می رود از کنار تو
پا در این رود گذاری
تا همیشه در جریانی
ور نه از دور ببینی
از قافله جا می مانی...
+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 21:29  توسط لیلای بی مجنون  |